دیدار ا�مدی نژاد با موگابه در �اشیه شصت ودومين نشست مجمع عمومي سازمان ملل مت�د

در حالی که روبرت موگابه برای ششمین بار متوالی، عازم کاخ ریاست جمهوری زیمبابوه می شود، از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که ادامه حکومت 28 ساله وی، به قسمت های لرزان خود رسیده است و احتمال اینکه وی بتواند این دوره را نیز همانند دوره های پیشین به سرانجام برساند، بسیار ضعیف می باشد.   انتخابات ریاست جمهوری زیمبابوه در حالی برگزار شد، که افکار عمومی جهان، از مدت ها قبل بر بی اعتبار بودن این انتخابات تاکید داشتند، هر چند که در این میان دولت انگلیس بواسطه اقدام موگابه در ضبط زمین های سفیدپوستان و سلب مالکیت از انان، بیشترین نقش را  بر عهده داشته است که البته از همراهی امریکا نیز در این زمینه برخوردار بوده است.  واکنش کشورهای غربی به این قضیه، باعث سردرگمی دستگاه سیاست خارجی ایران شده است. از سویی در سفر  احمدی نژاد به ایتالیا که موگابه نیز حضور داشت، مسیر اتفاقات برای هر دو مقام دعوت شده از سوی فائو به یک نقطه منتهی شد. حال جای این سوال همچنان باقی است با گشوده شدن بیش از اندازه باب مذاکرات با کشورهای افریقایی که از ان به عنوان یکی از خطوط اصلی سیاست خارجی دولت نهم در کنار گسترش دیپلماسی به دروازه های شرق یاد می شود، دولت نهم و البته شخص احمدی نزاد با ماجرای انتخابات زیمبابوه چگونه کنار می اید؟ آیا وی و دستگاه سیاست خارجه اش، قابلیت هضم و کنار امدن با چنین رویداد جنجالی را از قبل فراهم نموده اند یا اینکه بنا به تجارب مخصوص این دولت در مواجهه با کاریزماهای سیاسی همچون فیدل کاسترو و یا هو گو چاوز، وی نیز به جمع برادران صمیمی رییس جمهور اضافه خواهد شد.

روز 20 فروردین همانند سال گذشته همراه بود با برگزاری جشن و سرور در سراسر ایران اما  دو نکته بسیار مهم و البته قابل توجه در میان اخبار امسال کمی مورد غفلت قرار گرفت ؛ خبر اول اعلام محکومیت سید حسین موسویان در ماجرای پرونده جاسوسی هسته ای که هیچکس نمی تواند به تصادفی بودن زمان اعلام این خبر با روز ملی جشن هسته ای  که البته به ابتکار احمدی نژاد از سال گذشته وارد تقویم رسمی ایران شده است شک نماید و خبر دوم که در حاشیه مراسم جشن هسته ای در سالن همایش های صدا و سیما روی داد؛ بروز نشانه هایی از مانور تازه احمدی نژاد برای برکناری برخی از وزاری کابینه ! در همین روز وبلاگ احمدی نژاد بروز می شود و خبر از نواوری در کابینه می دهد و یا هاشمی ثمره بعد از برگزاری مراسم جشن هسته ای خبر از تغییرات قریب الوقوع   کابینه  درطی  سه یا چهار روز اینده می دهد. اما انچه که محافل خبری از ان غافل مانده اند بزرگ نمایی بیش از اندازه  تغییر وزیر اقتصاد دولت در برابر  تغییر با چراغ خاموش وزیر کشور است، هر چند خود احمدی نژاد در مراسم جشن هسته ای گزینه مد نظر خود یعنی صدرالدین شریعتی  رییس فعلی دانشگاه علامه طباطبایی را مابین معاون اول و مشاور ارشد خود نشاند تا به همه قدرت خود را اثبات نماید.صدرالدین شریعتی در جشن هسته ای

در حالی که این روزها بحث و جدل های فراوانی پیرامون نهایی شدن لیست اصولگرایان از گوشه و کنار به گوش می رسد، علی لاریجانی که با مشارکت برخی از اصولگرایان همچون محسن رضایی و محمدباقر قالیباف تدارکات ویژه ای برای رویارویی با حریفان  خود در جبهه محافظه کاران  مهیا کرده بود،درست در زمانی که بحث سرلیستی او باعث واکنشهای فراوان و البته پنهان در جبهه اقتدارگرایان شد،  در یک سفر از قبل تعیین نشده همراه با خانواده پرتعداد! خود عازم قاهره شد. اکنون می توان  چند پرسش پیرامون این سفرمطرح نمود که تنها به برخی از آنها پرداخته می شود با این امید که  عنصر زمان پاسخگوی مناسبی برای این سوالات باشد:

  • چرا در این زمان حساس از لحاظ انتخابات مجلس او به مصر رفته است؟ آیا او از جبهه متحد اصولگرایان قهر کرده است؟
  • با توجه به پوشش گسترده خبری سفر خانوادگی وی؛ آیامی توان این سوال را مطرح کرد که هدف وی از این سفر تبلیغات پیش از موعد برای انتخابات مجلس و آماده سازی افکار عمومی  برای کسب بیشترین آرا و در نتیجه گرفتن کرسی ریاست مجلس از رقیب جدی خود یعنی حداد عادل بوده است ؟
  • چرا این سفر طولانی شده است؟  آیا او قصد بازگشت دارد؟(سفر وی به مدت یک هفته پیش بینی شده بود و امروز یازدهمین روز حضور وی در مصر است)
  • چرا تقریبا تمامی اعضای خانواده را با خود همراه کرده است؟ (در حالی که با بردن دو یا سه نفر از اعضای خانواده می توانست پوشش خصوصی بودن سفر را به راحتی توجیه کند)
  • آیا برقراری رابطه با مصر هدف اصلی سفر بوده است یا اینکه از آن به عنوان پوششی برای بررسی بیشتر پیشنهادهای جدید رایس برای برقراری رابطه ایران با آمریکا  بهره برداری شده است؟
  • در حالی که وی با وزیر خارجه مصر دیداری رسمی داشته؛ چرا اخبار ملاقات وی با حسنی مبارک این قدر متناقض است؟
  • آیا همزمانی سفر وی   با مسافرت شخصی سارکوزی به مصراتفاقی است؟ 
  • ایا موضعگیری های بی سابقه دستگاه سیاست خارجی مصر علیه اسراییل، نقشی در این سفر داشته است؟
  • ایران چگونه می تواند به هسته ای شدن مصر کمک کند؟ 
  •  و بالاخره اینکه اگر لاریجانی بتواند با استفاده از ظرفیتهای دیپلماسی و زیرکی خود بدون اعطای امتیازی خاص وحتی پیش شرطهای از قبل تعیین شده مصر،  رابطه  با این کشور را برقرار سازد، آیا می توان از آن به عنوان مقدمه ای برای گرفتن کرسی هدایت مذاکرات رودرروی ایران با آمریکا عنوان کرد؟ نقشی که البته دستگاه سیاست خارجی احمدی نژاد نتوانست با تمامی فرصتهای عالی پیش آمده از آن بهره ای  ببرد!

سلام دوستان عزیز؛

برای بنده حرکات اخیری که  در بالاترین اتفاق افتاده،  قابل توجه نشان داد والبته قابل پیش بینی! شاید بگویید چرا؟ و اکنون سعی دارم در این پست که علیرغم میلم کمی ممکن است طولانی باشد به آن پاسخ دهم.

1- بالاترین علیه بالاترین

قشر جوان و فرهیخته ای که در یک جامعه مجازی به نام بالاترین دور هم گرد امده اند، بی شک نماینده افکار درونی و متحول شده این جامعه است.افکاری که بعضا مجال ظهور پیدا نمی کند و در یک مسیر از پیش هدایت شده ! حتی اگر بسیار منطقی نیز باشد ، بصورت خشن ترین نوع آن یعنی ورود به محیط لمپنیسم ادبی، غنای خود را از دست می دهد.جوان ایرانی در برابر قدرت گیری روزافزون تحجر لجام گسیخته و قشری گرایی مدرن فرصت تصمیم سازی و انتخاب منطق مناسب جهت پاسخگویی را نمی یابد و بنابراین از ساده ترین ابزار موجود برای مبارزه با آنچه که واقعا حق خود می داند، بهره می برد و البته نمی داند که در همان مسیری افتاده است که بانیان جمودیت فکری از پیش برای او و امثال تفکرات مشابه وی فراهم نموده اند.بنابراین ورود به چرخه ای که از قبل گردش آن بر روی محور حذف خواسته های نوین قشر نخبه به شکل های متمدنانه ای همچون لزوم رعایت اصول دموکراسی و احترام متقابل به عقاید است، منفذی بجز حذف از جامعه مجازی بدنبال نخواهد داشت.هر چند حذف شدن از یک جمع ولو مجازی در کالبد فیزیکی جامعه که همان شخصیت اصلی نخبگان است، تعارضات فراوانی از خود بجای خواهد گذاشت ولی کنار گذاشته شدن از  یک محیط نخبه گرای کلاسیک همچون بالاترین تاثیرات شدیدتری نسبت به زدگی از  بدنه عامه جامعه دارد و اینجاست که باید گفت  : “بالاترین علیه بالاترین”

2- بالاترین نماینده بدون انتخاب تغییرات پیش رو در جامعه ایرانی است

توجه بیش از حد  برخی از روشنفکران با سوابق کاملا روشن به محیط جوان پسند بالاترین و البته تبلیغات صورت گرفته پیرامون آن،  بیش از اینکه نمایانگر لزوم همراهی افکار متنوع با جامعه ایرانی باشد، بیشتر در راستای نشانه گذاری برای نقاط قابل حصول در تغییرات فرهنگی و سیاسی آینده ایران است.شک نکنید که موج لیبرال دموکراسی که در خرداد 76 نقطه آغازین آن رقم خورد با عبور از مرزهای باورهای فرهنگی و مذهبی و بااستفاده از کانال پلورالیسم در دولت فعلی، این بار باورهای ملی را هدف قرار داده است.پیوند دیرینه و گسست ناپذیر قطعه های  مذهبی و ملی تشکیل دهنده فرهنگ و رسوم یک جامعه ایرانی، هم اکنون در حال تبدیل به لایه های تفکیک پذیر ازهم شده است (چهل سرباز).تجربه شکست خورده پست مدرنیته به شکل های امروزی آن همچون امواج نئوفیمینستی و موسیقی پاپ  به شدت در لایه های ممتاز جوانان ایرانی در حال اشاعه است و البته در میان حیرت همگان  از سوی متولیان فرهنگ جامعه نیز بصورت رسمی مورد حمایت واقع می شود(حمایت وزیر ارشاد از موسیقی پاپ).  اکنون حفاظت از سنت ایرانی در قالب اداب و رسوم این ملت کهن که می بایست در برابر تهاجم  سنگین امواج لیبرالهای جهان وطنی صورت گیرد تغییر جهت داده و به اشتباه ریشه و بن مایه مذهبی ملت ایران را نشانه گیری کرده است.غیرت ایرانی که نمادی از تعصب مثال زدنی این قوم نسبت به فرهنگ هفت هزارساله  اجداد و نیاکان خویش است با هرزه پروری های اخلاقی در حال افول است و دگماتیسم  متحجرین نیز بر شیب آن افزوده است.یقین داشته باشید سکولاریزم نسل آتی جوانان ایرانی را هدف گرفته است و البته  نتیجه آن نه لزوما زدودن مذهب از رویه های اجتماعی  است که  انهدام کامل فرهنگ ایرانی غایت این فرایند از پیش تعیین شده است که البته بالاترین بدون اینکه خود بخواهد نقش بسزایی در تسهیل این روند داشته است.

3- بالاترین دارای یک استراتژی پنهان و لیکن تاکتیک نامشخص  است 

اگر بالاترین برخی ازکاربرهای فعال را حذف نمی کرد، هیچگاه کشف  برخی معیارها و ضوابط  پنهان فراتر از  قالب قوانین بالاترین که البته روح دموکراسی رانیز از خود   آزرده است امکان پذیر نبود.وقتی هیچ رای و نظری قابل حذف یا سانسور نباشد چگونه می توان خلق کننده آن را از حق خود محروم کرد. اکنون این سوال پیش می آید که آیا  بالاترین یک سامانه الکترونیکی  دارای هوش مصنوعی است که روح دموکراسی مجازی در آن دمیده شده  است یا نه دارای سطحی از فهم و شعور و قدرت ادراک و تحلیل همه جانبه مسایل درونی جامعه ایران است که این گونه بی محابا کاربران نازنین خود را از خود می رنجاند! معیارهای حذف کاربران همگی از یک شبیه بودن یک منطق کلی که همان رعایت احترام به  اصول دموکراسی، احترام به عقاید دیگران (مذهب)  و عدم تجاوز به حریم خصوصی افراد است حکایت می کند ولی ایا می توان این سوال را مطرح کرد اگر فردی با استفاده از همان منطق مثلا به مناسبت عید غدیر خم  پیشنهاد بخشش کاربران حذف شده را خواهان باشد، او را متهم به نقض قوانین بالاترین ننمایند، اینجاست که تاکتیک بالاترین نامشخص جلوه می نماید.بالاترین اگر در ظاهر خود یک مجمع تصمیم گیری با هزاران مخاطب است ولی گویا در باطن یک جمع چند نفره تصمیم سازیهای خود را به اعضا تسری می دهند و البته سوال اساسی که در اذهان باقی می ماند چگونگی هدایت و ظرفیت سازی برای این  خیل عظیم افکار متحول شده جوانان ایرانی است که از حالا نشانه هایی ازضعف بالاترین  در پذیرش این موضوع در حال بروز کردن است.آیا واقعا بالاترین به عنوان بزرگترین جامعه مجازی ایرانی  می تواند به این روش خود ادامه دهد و یا از حالا شمارش معکوس برای پایین اوردن پرچم دموکراسی بالاترین آغاز شده است.  

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.