بالاترین علیه بالاترین

دسامبر 28, 2007

سلام دوستان عزیز؛

برای بنده حرکات اخیری که  در بالاترین اتفاق افتاده،  قابل توجه نشان داد والبته قابل پیش بینی! شاید بگویید چرا؟ و اکنون سعی دارم در این پست که علیرغم میلم کمی ممکن است طولانی باشد به آن پاسخ دهم.

1- بالاترین علیه بالاترین

قشر جوان و فرهیخته ای که در یک جامعه مجازی به نام بالاترین دور هم گرد امده اند، بی شک نماینده افکار درونی و متحول شده این جامعه است.افکاری که بعضا مجال ظهور پیدا نمی کند و در یک مسیر از پیش هدایت شده ! حتی اگر بسیار منطقی نیز باشد ، بصورت خشن ترین نوع آن یعنی ورود به محیط لمپنیسم ادبی، غنای خود را از دست می دهد.جوان ایرانی در برابر قدرت گیری روزافزون تحجر لجام گسیخته و قشری گرایی مدرن فرصت تصمیم سازی و انتخاب منطق مناسب جهت پاسخگویی را نمی یابد و بنابراین از ساده ترین ابزار موجود برای مبارزه با آنچه که واقعا حق خود می داند، بهره می برد و البته نمی داند که در همان مسیری افتاده است که بانیان جمودیت فکری از پیش برای او و امثال تفکرات مشابه وی فراهم نموده اند.بنابراین ورود به چرخه ای که از قبل گردش آن بر روی محور حذف خواسته های نوین قشر نخبه به شکل های متمدنانه ای همچون لزوم رعایت اصول دموکراسی و احترام متقابل به عقاید است، منفذی بجز حذف از جامعه مجازی بدنبال نخواهد داشت.هر چند حذف شدن از یک جمع ولو مجازی در کالبد فیزیکی جامعه که همان شخصیت اصلی نخبگان است، تعارضات فراوانی از خود بجای خواهد گذاشت ولی کنار گذاشته شدن از  یک محیط نخبه گرای کلاسیک همچون بالاترین تاثیرات شدیدتری نسبت به زدگی از  بدنه عامه جامعه دارد و اینجاست که باید گفت  : «بالاترین علیه بالاترین»

2- بالاترین نماینده بدون انتخاب تغییرات پیش رو در جامعه ایرانی است

توجه بیش از حد  برخی از روشنفکران با سوابق کاملا روشن به محیط جوان پسند بالاترین و البته تبلیغات صورت گرفته پیرامون آن،  بیش از اینکه نمایانگر لزوم همراهی افکار متنوع با جامعه ایرانی باشد، بیشتر در راستای نشانه گذاری برای نقاط قابل حصول در تغییرات فرهنگی و سیاسی آینده ایران است.شک نکنید که موج لیبرال دموکراسی که در خرداد 76 نقطه آغازین آن رقم خورد با عبور از مرزهای باورهای فرهنگی و مذهبی و بااستفاده از کانال پلورالیسم در دولت فعلی، این بار باورهای ملی را هدف قرار داده است.پیوند دیرینه و گسست ناپذیر قطعه های  مذهبی و ملی تشکیل دهنده فرهنگ و رسوم یک جامعه ایرانی، هم اکنون در حال تبدیل به لایه های تفکیک پذیر ازهم شده است (چهل سرباز).تجربه شکست خورده پست مدرنیته به شکل های امروزی آن همچون امواج نئوفیمینستی و موسیقی پاپ  به شدت در لایه های ممتاز جوانان ایرانی در حال اشاعه است و البته در میان حیرت همگان  از سوی متولیان فرهنگ جامعه نیز بصورت رسمی مورد حمایت واقع می شود(حمایت وزیر ارشاد از موسیقی پاپ).  اکنون حفاظت از سنت ایرانی در قالب اداب و رسوم این ملت کهن که می بایست در برابر تهاجم  سنگین امواج لیبرالهای جهان وطنی صورت گیرد تغییر جهت داده و به اشتباه ریشه و بن مایه مذهبی ملت ایران را نشانه گیری کرده است.غیرت ایرانی که نمادی از تعصب مثال زدنی این قوم نسبت به فرهنگ هفت هزارساله  اجداد و نیاکان خویش است با هرزه پروری های اخلاقی در حال افول است و دگماتیسم  متحجرین نیز بر شیب آن افزوده است.یقین داشته باشید سکولاریزم نسل آتی جوانان ایرانی را هدف گرفته است و البته  نتیجه آن نه لزوما زدودن مذهب از رویه های اجتماعی  است که  انهدام کامل فرهنگ ایرانی غایت این فرایند از پیش تعیین شده است که البته بالاترین بدون اینکه خود بخواهد نقش بسزایی در تسهیل این روند داشته است.

3- بالاترین دارای یک استراتژی پنهان و لیکن تاکتیک نامشخص  است 

اگر بالاترین برخی ازکاربرهای فعال را حذف نمی کرد، هیچگاه کشف  برخی معیارها و ضوابط  پنهان فراتر از  قالب قوانین بالاترین که البته روح دموکراسی رانیز از خود   آزرده است امکان پذیر نبود.وقتی هیچ رای و نظری قابل حذف یا سانسور نباشد چگونه می توان خلق کننده آن را از حق خود محروم کرد. اکنون این سوال پیش می آید که آیا  بالاترین یک سامانه الکترونیکی  دارای هوش مصنوعی است که روح دموکراسی مجازی در آن دمیده شده  است یا نه دارای سطحی از فهم و شعور و قدرت ادراک و تحلیل همه جانبه مسایل درونی جامعه ایران است که این گونه بی محابا کاربران نازنین خود را از خود می رنجاند! معیارهای حذف کاربران همگی از یک شبیه بودن یک منطق کلی که همان رعایت احترام به  اصول دموکراسی، احترام به عقاید دیگران (مذهب)  و عدم تجاوز به حریم خصوصی افراد است حکایت می کند ولی ایا می توان این سوال را مطرح کرد اگر فردی با استفاده از همان منطق مثلا به مناسبت عید غدیر خم  پیشنهاد بخشش کاربران حذف شده را خواهان باشد، او را متهم به نقض قوانین بالاترین ننمایند، اینجاست که تاکتیک بالاترین نامشخص جلوه می نماید.بالاترین اگر در ظاهر خود یک مجمع تصمیم گیری با هزاران مخاطب است ولی گویا در باطن یک جمع چند نفره تصمیم سازیهای خود را به اعضا تسری می دهند و البته سوال اساسی که در اذهان باقی می ماند چگونگی هدایت و ظرفیت سازی برای این  خیل عظیم افکار متحول شده جوانان ایرانی است که از حالا نشانه هایی ازضعف بالاترین  در پذیرش این موضوع در حال بروز کردن است.آیا واقعا بالاترین به عنوان بزرگترین جامعه مجازی ایرانی  می تواند به این روش خود ادامه دهد و یا از حالا شمارش معکوس برای پایین اوردن پرچم دموکراسی بالاترین آغاز شده است.  

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.